نسيم مطهر
مقام معظّم رهبری (دام ظلّه العالی) :
او يك روحاني معلم بود و شهيد معلمي خود شد. او معلمي را منحصر به سر كلاس درس نكرد، درس هم مي داد، دانشكده هم مي رفت، ساعتها تدريس مي كرد، در حوزه هم تدريس مي كرد، اما تعليم او يك دايره بسيار وسيع تر داشت.
سخنرانی روز معلم 12/2/1380
         
::نسیم مطهر:: :: نمايش موضوعات - و شب جمعه
سوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمان
سوالات رايج مربوط به تالارهاي گفتمان
جستجو
جستجو
ليست كاربران
ليست كاربران
گروههاي كاربري
گروههاي كاربري


مشخصات
مشخصات
ورود به سيستم
ورود به سيستم
ورود به سيستم و كنترل پيغامهاي شخصي
ورود به سيستم و كنترل پيغامهاي شخصي
::نسیم مطهر:: صفحه اول انجمن » خاطرات وداستان

ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر   
و شب جمعه
نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام
27900
معاون مدیر انجمن


5 آبان ماه ? 1388
تعداد ارسالها: 86
محل سكونت: ارومیه

ارسال ارسال شده در: جمعه? 24 ارديبهشت ماه ? 1389 23:18:16    موضوع مطلب: و شب جمعه پاسخ همراه با اعلان

مرحوم علامه مجلسی ازملحقات کتاب انیس العابدین و علامه نوری در نجم الثاقب نقل میکنند که:
سید بن طاووس قدس الله سره می فرماید که در یک سحرگاه در سرداب مطهر از حضرت صاحب الامر ارواحنا فداه این مناجات را شنیده ام که میفرمود:
«اللهم ان شیعتنا خلقت من شعاع انوارنا و بقیة طینتنا و قد فعلوا ذنوبا کثیرة اتکالا" علی حبنا و ولایتنا فان کانت ذنوبهم بینک و بینهم فاصفح عنهم فقد رضینا و ما کان منها فیما بینهم فاصلح بینهم و فاص بها عن خمسنا و ادخلهم الجنة و ذحزحهم عن النار ولا تجمع بینهم و بین اعدائنا فی سخطک
خدایا شیعیان ما را از شعاع نور ما و بقیه طینت ما خلق کرده ای آنها گناهان زیادی به اتکاء بر محبت بما و ولایت ما کرده اند اگر گناهان آنها گناهیست که در ارتباط با تو است از آنها بگذر که ما را راضی کرده ای و آنچه از گناهان آنها در ارتباط با خودشان هست خودت بین آنها را اصلاح کن و از خمسیکه حق ما است بآنها بده تا راضی شوند و انها را از آتش جهنم نجات بده و آنها را بادشمنان ما در سخط خود جمع نفرما»





حضرت در مسجد مقدس جمکران به یکی از علما فرموده بود:«اینها که به اینجا آمده اند ،دوستان خوب ما هستند،و هر کدام حاجتی دارند:خانه،زن،فرزند،مال،ادای دین؛ولی هیچ کس در فکر من نیست»



امام زمان دلش خونه.ما دلشو خون کردیم.این رسمش نیست.


لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ
عشق بازان چنین مستحق هجرانند
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي آفلاين
تشکر کاربران
تشکر 27900 از اين تاپيک 
27900
معاون مدیر انجمن


5 آبان ماه ? 1388
تعداد ارسالها: 86
محل سكونت: ارومیه

ارسال ارسال شده در: جمعه? 31 ارديبهشت ماه ? 1389 17:18:35    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

بشوی اوراق اگر همدرس مائی
که علم عشق در دفتر نباشد
ز من بنیوش و دل در شاهدی بند
که حسنش در پی زیور نباشد



نقل از کتاب ملاقات با امام زمان نوشته سید حسن ابطحی
در سال 1332 هجری شمسی که بکوفه رفته بودیم شخصی در آنجا بود بنام آقای حاج شیخ محمد کوفی که میگفتند او مکرر خدمت حضرت بقیةالله ارواحنا فداه رسیده است.
قضیه ای که برای ما نقل فرمود این بود:میفرمود در آنزمان که هنوز ماشین در راه عراق و حجاز رفت و آمد نمیکرد من با شتر به مکه مشرف شدم و در مراجعت از قافله عقب ماندم و راه را گم کردم و کم کم به محلی که باتلاق بود رسیدم،پاهای شتر در آن باتلاق فرو رفت منهم نمیتوانستم از شتر پیاده شوم و شترم هم نزدیک بود بمیرد.
ناگهان از دل فریاد زدم:
<یا ابا صالح المهدی ادرکنی>و این جمله را چند مرتبه تکرار کردم.دیدم اسب سواری به طرف من میآید و او در باتلاق فرو نمی رود او بدر گوش شترم جملاتی گفت که آخرین کلمه اش را شنیدم :<حتی الباب>(یعنی تا دم در)شترم حرکت کرد و پاهای خود را از باتلاق بیرون کشید و بطرف کوفه بسرعت حرکت کرد.من رویم را به طرف آن آقا کردم و گفتم:"من انت"(تو که هستی؟) فرمود:<انا المهدی>(من حضرت مهدی علیه السلام هستم) گفتم:دیگر کجا خدمتتان برسم؟فرمود:<متی ترید>(هر جا و هر وقت تو بخواهی).
دیگر شترم مرا از او دور کرد و خودش را به دروازه کوفه رساند و افتاد.من در گوش او کلمهء <حتی الباب> را تکرار کردم،او از جا بر خاست و تا در منزل مرا برد این دفعه که به زمین افتاد مرد.






من رویم را به طرف آن آقا کردم و گفتم:"من انت" فرمود:<انا المهدی> گفتم دیگر کجا خدمتتان برسم؟ فرمود:<متی ترید>(هر جا و هر وقت تو بخواهی)




<متی ترید>(هر جا و هر وقت تو بخواهی)
حالا واقعا" ما منتظر حضرت صاحب الامر ارواحنا فداه هستیم یا حضرت منتظر ما؟

غلام همت دردی کشان یکرنگم
نه آن گروه که ازرق لباس و دل سیهند
قدم منه بخرابات جز بشرط ادب
که سالکان درش محرمان پادشهند
جناب عشق بلندست همتی حافظ
که عاشقان ره بی همتان بخود ندهند
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي آفلاين
27900
معاون مدیر انجمن


5 آبان ماه ? 1388
تعداد ارسالها: 86
محل سكونت: ارومیه

ارسال ارسال شده در: جمعه? 14 خرداد ماه ? 1389 22:26:07    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

ای دوست بعشق تو دچاریم همه
در یاد رخ تو داغداریم همه
گر دور کنی یا بپذیری ما را
در کوی غم تو پایداریم همه



دومین نامه به شیخ مفید
درروز پنج شنبه بیست و سوم ذی حجة سال چهار صد و دوازده هجری توقیعی به شیخ مفید رسید که حضرت بقیةالله ارواحنا فداه آن را در روز عید فطر همان سال مرقوم فرموده بودند که متن آن از این قرار است:
«این نامه از طرف آن بنده خدایی است که در راه او مشغول پاسداری از دین می باشد به کسی که مطالب حقه به او الهام میشود و دیگران را به راه حق راهنمایی می نماید.

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیک ای کسی که یاور حقی و مردم را به سوی کلمه صدق (دین خدا)دعوت می کنی.به راستی ما خدایی را حمد می کنیم که غیر از او پروردگاری نیست و او خدای ما و پدران پیشین ماست و درخواست می کنیم بر پیامبر و آقا و مولایمان محمد خاتم پیامبران و آل طاهرینش علیهم السلام صلوات فرستد.
و بعد؛واقع این است که ما بر مناجات تو نظارت داشتیم-خدا به واسطه آن چیزی که اولیائش به تو عطا کرده اند حفظت کند و از کید و مکر دشمنانش نگه دارد-و الآن در خیمه ای که برایمان برپا شده در این خصوص شفاعتت کردیم،این خیمه بالای کوهی واقع در بیابانی نامعلوم قرار دارد و ما کمی قبل از تاریکی هوا به اینجا آمده ایم چون افراد بی ایمان ما را مجبور به گریز به آن جا کرده اند و به زودی به مکانی هموار نزول اجلال می نماییم که خبرش را به تو خواهیم داد واعمالی راکه باعث نزدیک شدنت به ما می شود را به تو اعلام می کنیم و خداوند تو را به رحمت خود موفق می دارد.»



انشاءالله بقیه های بعدی نامه در بقیه های بعدی عمر
درسهایی که از این قسمت نامه یاد میگیریم یادمان نرود

علی علی
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي آفلاين
27900
معاون مدیر انجمن


5 آبان ماه ? 1388
تعداد ارسالها: 86
محل سكونت: ارومیه

ارسال ارسال شده در: جمعه? 28 خرداد ماه ? 1389 23:33:58    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

چو دست بر سر زلفش زنم بتاب رود
ور آشتی طلبم با سر عتاب رود
چو ماه نو ره بیچارگان نظّاره
زند بگوشهء ابرو و در نقاب رود
شب شراب خرابم کند به بیداری
و گر بروز شکایت کنم بخواب رود
حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر
کلاه داریش اندر سر شراب رود
حجاب راه توئی حافظ از میان برخیز

حجاب راه توئی حافظ از میان برخیز
خوشا کسی که ...



و بقیهء دومین نامه

«پس تو که خدا با دیدگان همیشه بیدارش پاسداری ات کند باید با تقیه این نظر مرحمت ما (شفاعت ما) را پاسخ دهی؛تقیه ای که آن کسانی را که بذر باطل در دلهای خود کاشته اند هلاک می نماید و مومنین به آن مسرور می گردند و مجرمین محزون می شوند.
وعلامت منتقل شدن ما از این موقعیتی که الآن در آن هستیم این است که در حرم بزرگ (مکه معظمه) شخص منافق مذمومی حادثه ای ایجاد می کند،اما این منافق که خونریزی را حلال می داند و با مکر و حیله مومنان را اذیت می کند به آن غرض ظالمانه و تجاوزکارانه ای که دارد نخواهد رسید؛زیرا ما برای حفظ جان شیعیانمان دعایی می کنیم که سلطان زمین و آسمان آن را رد نمی کند و مستجاب خواهد فرمود،پس دل دوستان ما از حیله او آرام باشد و مطمئن باشند که شرش را از سر آنان کم می کنیم ولو دوستان ما کارهای سختی از آن منافق و اتباع او مشاهده خواهند نمود،اما عاقبت همه کارهای خدا نیکو خواهد بود تا وقتی که دوستان ما از گناه اجتناب کنند [ و اگر گناه کنند به ضرر آنها تمام خواهد شد ].»



و انشاءالله بقیه های بعدی نامه در بقیه های بعدی عمر
و باز هم درسهایی که یاد می گیریم ...



اما مطلبی که در ذهنمه اینه که کاش به جای غرق شدن در خیال پردازیهایی که امروزه روزگار خیلی گرفتارش هستیم واقع بینانه تصمیم بگیریم که با حضرت صاحب الزمان آشتی کنیم.بله آشتی کنیم.چون همه ما خوب میدونیم چه کارها کردیم و امام عزیزمون برای چی از دست ما دلگیره.به خدا امام زمان همه مون رو دوست داره.فقط یه یا علی


حجاب راه توئی حافظ از میان برخیز
خوشا کسی که درین راه بی حجاب رود


علی علی
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي آفلاين
27900
معاون مدیر انجمن


5 آبان ماه ? 1388
تعداد ارسالها: 86
محل سكونت: ارومیه

ارسال ارسال شده در: جمعه? 4 تير ماه ? 1389 22:17:29    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

من ترک عشق شاهد و ساغر نمی کنم
صد بار توبه کردم و دیگر نمی کنم
باغ بهشت و سایهء طوبی و قصر و حور
با خاک کوی دوست برابر نمی کنم


و آخر دومین نامه

«و ما با تو عهد می بندیم -ای دوستی که در راه ما با ظالمان مجاهده می کنی و خدا به یاری خود تأییدت کند همانگونه که دوستان صالح گذشته ما به آن یاری می شدند- که هرکس از برادران دینی ات تقوای الهی را رعایت کند و آنچه را که خدا به او عطا کرده (حقوق شرعی) به اهل و مستحقش برساند،از فتنه ای که در پیش است و از امتحانات گمراه کننده و ظلمت آنها در امان بماند.
و هر کدام بخل کند و آن نعمتی را که خدا در نزد او به ودیعه گذاشته و به کسانی که باید بدهد ندهد،در دنیا و آخرت زیانکار خواهد بود.
و اگر شیعیان ما که خدا آنها را برای اطاعتش توفیق دهد در وفای به عهدی که از آنها گرفته شده (حمایت و اطاعت اهل بیت علیهم السلام) یکدل باشند،سعادت ملاقات ما با ایشان در حالی که کاملا" ما را بشناسند به تأخیر نمی افتاد و دیدار ما باورشان می شد،پس تنها چیزی که باعث غیبت ما از ایشان شده اعمال ناشایسته و بدی است که انجام می دهند و از آنها انتظار نمی رود و خبرش به ما می رسد.
و خدا آن کسی است که باید از او کمک گرفت و برای ما کافی است و او وکیل خوبی برای انجام کارهاست و صلواته علی سیّدنا البشیر النذیر محمد و آله الطاهرین و سلّم.»



و این نامه هم تمام شد اما درسهایشان هرگز تمام ...


علی علی
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي آفلاين
27900
معاون مدیر انجمن


5 آبان ماه ? 1388
تعداد ارسالها: 86
محل سكونت: ارومیه

ارسال ارسال شده در: جمعه? 22 مرداد ماه ? 1389 23:12:17    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

جمال در نظر عشاق همچنان باقیست
گدا اگر همه عالم به او دهند گداست
مرا به عشق تو اندیشه از ملامت نیست
اگر کنند ملامت نه بر من تنهاست



«از یکی از بزرگان که به قول او اعتماد دارم شنیدم ریاضتی است که هر کس آن ریاضت را به اتمام رساند می تواند واقعهء عاشورا را ببیند.روی قواعد علمی هم این قضیه درست است چون تمام آن وقایع موجود می باشد و از بین نرفته است.روح بوسیله آن ریاضت مخصوص اتصال پیدا می کند و می بیند.برای صاحبان آن ریاضت همه حوادث عاشورا دیده می شود غیر از یک قسمتش.آنچه برای احدی قابل رویت نیست یک فاصله زمانی می باشد که سه ساعت است.آن سه ساعت از همگان مستور است.آن سه ساعت از وقتی است که حضرت سید الشهدا علیه السلام از اسب پیاده شدند تا هنگامی که قضی الامر،که بعد از شهادت حضرتش رسول خدا صلی الله علیه و آله خون امام حسین علیه السلام را به عرش بردند و بر استوانه عرش نهادند که بر اثر آن تا قیام قیامت عرش می لرزد.
هیچ کس تحمل دیدن آن سه ساعت را ندارد و این فاصله زمانی برای احدی قابل مشاهده نیست.
امام زمان ارواحنا فداه هر روز صبح و غروب خود آن منظره را می بیند.این وضع زندگی ولی عصر علیه السلام است.امتحان او این امتحان است مهمتر اینکه در آن خانهء خاصی که امام زمان ارواحنا فداه آنجا می نشیند بالای سرش پیراهن حضرت سیدالشهدا علیه السلام آویخته شده و این پیراهن باید همچنان باشد،تا وقتی که خون تازه از آن ریخت بداند هنگام ظهورش فرا رسیده است ... .
صبر امام زمان ارواحنا فداه چنین صبری است.تمام مظالم را دیدن،همه جنایات را مشاهده نمودن و در عین حال با آن رقّت قلب دندان سر جگر گذاشتن ... .تردیدی نیست که امام زمان ارواحنا فداه در زیارت اولیاء خدا سیر می کند و برای او حجابی نیست زیرا کسی که وجود به سبب او بر پاست محجوب نمی باشد.بر مزار حضرت امیر الموءمنین علیه السلام آن منظره است.قبرستان بقیع آن منظره است.کربلا آن منظره است.تمام اینها برای امام عصر علیه السلام مجسم است.وقتی خلخال از پای دخترکی یهودی کشیده می شود امیر الموءمنین علیه السلام آن گونه فرمایش می کنند!امام زمان ارواحنا فداه چه صبری دارد.»

برگرفته از کتاب دوازده قرن غربت؛دکتر علی هراتیان



یازاندا آل طاها نوحه سن من
قلم الده سزلدار،دفتر آغلار

علی علی
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي آفلاين
27900
معاون مدیر انجمن


5 آبان ماه ? 1388
تعداد ارسالها: 86
محل سكونت: ارومیه

ارسال ارسال شده در: جمعه? 29 مرداد ماه ? 1389 17:50:43    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

اگر آن طایر قدسی ز درم باز آید
عمر بگذشته بپیرانه سرم باز آید
دارم امید برین اشک چو باران که دگر
برق دولت که برفت از نظرم باز آید
آنکه تاج سر من خاک کف پایش بود
از خدا می طلبم تا به سرم باز آید
خواهم اندر عقبش رفت بیاران عزیز
شخصم ار باز نیاید خبرم باز آید
گر نثار قدم یار گرامی نکنم
گوهر جان به چه کار دگم باز آید
کوس نو دولتی از بام سعادت بزنم
گر ببینم که مه نو سفرم باز آید
مانعش غلغل چنگست و شکر خواب صبوح
مانعش غلغل چنگست و شکر خواب صبوح
مانعش ...



«امیر الموءمنین قائم را ذکر کرد و فرمود که:هرآینه او از شما غایب و پنهان می شود تا وقتی که جهّال می گویند که:خدا را به آل محمد حاجتی نیست.»
مردی از ابی جعفر علیه السلام روایت نموده: «آن حضرت فرمود:ای جماعت شیعهء آل محمد صلی الله علیه و آله! هر آینه امتحان کرده خواهید شد مانند حرکت سرمه در چشم،زیرا که صاحب سرمه می داند که در چه وقت سرمه به چشمش واقع شد ولیکن نمی داند که کی زایل می شود.پس یکی از شما خود را در وقت صبح در جادّهء شریعت ما میبیند،بعد از آن در حالتی شب می کند که از شریعت ما بدر رفته،و همچنین شب میکند در حالتی که در شریعت ما است بعد از آن صبح می کند به حالتی که از شریعت ما بیرون رفته.»
«صادق علیه السلام فرمود که:هر آینه شکسته می شوید مانند شکسته شدن شیشه.و شیشه بعد از شکستن اگر گداخته شود باز به صورت اول عود میکند،لیکن شما مانند شکستن کوزهء سفال شکسته می شوید که هرگز به صورت اول بر نمی گردد.به خدا سوگند هر آینه از هم جدا کرده می شوید و به خدا سوگند هر آینه امتحان کرده می شوید و به خدا سوگند هر آینه به غربال زده خواهید شد چنان که زوان به غربال از میان گندم بیرون کرده می شود.»


از کتاب مهدی موعود (ترجمهء جلد سیزدهم بحار الانوار):علامه محمد باقر مجلسی رحمة الله علیه


مانعش
مانعش غلغل چنگست و شکر خواب صبوح
ورنه گر بشنود آه سحرم باز آید
آرزومند رخ شاه چو ماهم حافظ
همّتی
همّتی تا بسلامت ز درم باز آید

تا بسلامت ز درم باز آید

علی علی
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي آفلاين
27900
معاون مدیر انجمن


5 آبان ماه ? 1388
تعداد ارسالها: 86
محل سكونت: ارومیه

ارسال ارسال شده در: جمعه? 26 شهريور ماه ? 1389 23:20:46    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

.
.
.
ایستسخده گلجخ،ایستمسخده گلجخ





حضرت صادق علیه السلام فرمود:یا منصور! «این امر برای شما میسر نمیشود بعد از مایوسی و نومیدی؛به خدا سوگند هر آینه این امر واقع نمیشود تا وقتی که از همدیگر تمیز بیابید،و به خدا سوگند هر آینه این امر واقع نمیگردد تا وقتی که امتحان کرده شده باشید،و به خدا سوگند هر آینه این امر واقع نمیشود تا وقتی که اظهار نماید شقی،شقاوتش را و سعید سعادتش را.»

حضرت صادق علیه السلام فرمود که: «صاحب این امر را غیبتی هست؛کسی که در زمان آن غیبت به دین خود چنگ بزند مانند کسی است که به دست خود از سر درخت قتاد [و آن درخت بزرگی است که خارها دارد مانند سوزن] بگیرد،و دستش را به قصد شکستن و ریختن خارهای آن به سمت پایین بکشد،آنگاه همهء خارها به دست وی فرو میروند.این است معنی خرط القتاد،و این مثلی است که در خصوص امر مشگله گفته میشود.یعنی: حفظ دین در زمان غیبت مانند این دشوار است.بعد از آن به دست مبارکش به خرط قتاد اشاره نمود،بعد از آن فرمود که: صاحب این امر را غیبتی است،در آن وقت بنده تقوای الهی را باید بر خود لازم بدارد و به دین خود چنگ بزند.»


از همان.کتاب مهدی موعود ...



چنگ در پرده همین میدهدت پند ولی
وعظت آنگاه کند سود که ...

... که قابل باشی
گرچه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی
حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد
صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی



علی علی
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي آفلاين
27900
معاون مدیر انجمن


5 آبان ماه ? 1388
تعداد ارسالها: 86
محل سكونت: ارومیه

ارسال ارسال شده در: جمعه? 2 مهر ماه ? 1389 16:37:46    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست



«امیرالمومنین علیه السلام فرمود: یا مالک بن ضمره! حال تو چگونه میشود در وقتی که شیعیان به این نهج با همدیگر اختلاف نمایند،و انگشتان مبارکش را به همدیگر گذرانیده مانند شبکه نموده و اشاره فرمود به اینکه اختلاف شیعیان اینگونه باشد.عرض کردم: یا امیر المومنین! در آن خیر و خوبی نمیباشد؟فرمود ای مالک همهء خیر ها در آن وقت است،در همان زمان قائم علیه السلام قیام میکند و هفتاد مرد را که به خدا و رسول دروغ و افترا میبندند میآورد و میکشد.بعد از آن خدای تعالی جمیع خلایق را به یک دین جمع میکند.»

«معمّر بن خلاد گفته که:از ابی الحسن علیه السلام شنیدم میفرمود: (الم.احسب النّاس ان یترکوا ان یقولوا آمنّا و هم لا یفتنون./سورهء عنکبوت - آیه 1 و 2) یعنی: مردم چنان گمان دارند که به حال خودشان رها میشوندکه بگویند:به خدا ایمان آوردیم،و هیچ فتنه و امتحان در خصوص ایشان نشود.یعنی:چنان نیست که به محض قول ایشان که ایمان آوردیم،اکتفا شود،بلکه ایشان را به محک فتنه و امتحان میکشند.بعد از آن فرمود که: آیا میدانی فتنه چیست؟ عرض کردم: فدای تو شوم فتنه به اعتقاد ما آن است که در دین میشود.بعد از آن فرمود که:ایشان امتحان کرده شده میشوند چنان که امتحان کرده شده میشود طلا.بعد از آن فرمود که: خالص کرده شده باشند چنان که طلا خالص کرده شده میشود.»



علی علی
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي آفلاين
27900
معاون مدیر انجمن


5 آبان ماه ? 1388
تعداد ارسالها: 86
محل سكونت: ارومیه

ارسال ارسال شده در: جمعه? 16 مهر ماه ? 1389 22:32:39    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

الهی به جان خراباتیان
که از تهمت هستیم وا رهان
که از کثرت خلق تنگ آمدم
به هر سو شدم سر به سنگ آمدم



امیرالمومنین علیه السلام فرمود: «منتظر فرج باشید و از رحمت الهی نومید مشوید،زیرا که دوسترین عملها نزد خدای تعالی انتظار فرج است.» بعد از آن فرمود که: «کندن کوهها از بیخ آسانتر است از مدارا و رفتار نمودن با پادشاهی که مدّت سلطنتش طول یافته باشد.پس در این باب از خدا اعانت و یاری بطلبید و صبر کنید،زیرا زمین ملک خدا است به آن وارث می گرداند از بندگان خود،کسی را که میخواهد و عاقبت امر برای متقیان است.و به این امر پیش از رسیدن وقتش تعجیل نکنید که باعث پشیمانی میشود و این مدت را طولانی نشمارید که موجب قساوت دلهای شما گردد.
هرکه به امر ما چنگ بزند،هر آینه در جایگاه قدس با ما میباشد و هر که منتظر ظهور امر ماست مانند کسی است که در راه خدا به خون خود غلطیده است.»

حضرت باقر علیه السلام فرمود که: «روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله در حالتی که جماعتی از اصحاب در خدمتش بودند،به درگاه الهی عرض نمود که: پروردگارا برادران مرا به من برسان،دوبار این را عرض نمود.در آن حال اصحاب عرض کردند که: یارسول الله آیا ما برادران تو نیستیم؟ فرمود: نه،زیرا که شما اصحاب ما هستید؛برادران من جماعتی هستند که در آخر الزمان میباشند،ایشانند که به من ایمان میآورند و حال آنکه مرا ندیده اند.بدرستی که خدای تعالی ایشان را به نامهای خودشان و نامهای پدرانشان پیش از آنکه ایشان را از پشت های پدران و بچه دانهای مادران بیرون آورد،به من شناسانید.
هر آینه باقی بودن هر یکی از ایشان در سر دین خود،شدیدتر و دشوارتر است از خرط قتاد در شب تار یا اینکه هر کسی از ایشان در سر دین خود باشد مانند کسی است که اخگر درخت قضا را در دستش نگه دارد.ایشان مانند چراغهای شب تارند.خداوند عالم ایشان را از همهء فتنه های تیره و تار نجات میدهد.»
مترجم گوید که: «درخت غضا بنابر آنچه که نقل شده،درختی است که آتشش به غایت تیز میشود که از شدت گرمی و تیزی تا چهل روز خاموش نمیباشد؛پس اخگر آن را به سبب تیزیش به دست گرفتن به غایت دشوار است،از این جهت رسول خدا صلی الله علیه و آله باقی بودن برادران خود را در سر دینشان به آن تشبیه نمود.»

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



علی علی
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي آفلاين
27900
معاون مدیر انجمن


5 آبان ماه ? 1388
تعداد ارسالها: 86
محل سكونت: ارومیه

ارسال ارسال شده در: شنبه? 26 شهريور ماه ? 1390 00:08:19    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

دارد زمان آمدنت دیر میشود
دارد جوان سینه زنت پیر میشود
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي آفلاين
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر    زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1

 
رفتن به:  
شما نمي توانيد براي اين انجمن مطلب ارسال كنيد .
شما نمي توانيد براي مطالب اين انجمن جوابيه بفرستيد
شما نمي توانيد مطالب ارسالي خود به اين انجمن را ويرايش كنيد .
شما نمي توانيد مطلب ارسالي خود به اين انجمن را حذف نمائيد .
شما نمي توانيد به نظرسنجي هاي اين انجمن راي دهيد .
شما نيمتوانيد فايل هاي خود را به تالار اضافه نمائيد
شما نيمتوانيد فايل هاي موجود در تالارها را دريافت نمائيد

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium
خدمات سایت نسیم مطهّر با پشتیبانی ستاد بزرگداشت شهید مطهری(ره) و زیر نظر جامعة الزهراء (س) ارائه می شد.
مدت زمان ایجاد صفحه : 0.06 ثانیه